مشارکت آنلاین
تاریخ انتشار: 1403/04/14 14:10:24
کد خبر: 4761

آدم خوب؛ در ستایش روح انسانی نیک اندیش و خیر

حاج غلام علی توکلی خیر نیک اندیش مدرسه ساز به دیار باقی شتافت

مروری بر زندگی خیر نیک اندیش حاج غلامعلی توکلی


کاش تاریخِ خوبان و تاریخِ «آدم خوب ها»یِ هر شهر و دیار را می نوشتند. اوراق دفتر تاریخ با ظهور و سقوط پادشاهان یا فراز و فرود جنگ ها یا قهرمانان پُر شده است؛ اما آشکارا فصلی از این کتاب کم است، فصلِ آدم خوب ها، آنها که قهرمان یا پهلوان یا مشهور نیستند، اما آدمِ خوبِ شهر، محله و دیارشان هستند. همان آدم معمولی های اطراف ما که با خوب بودن شان زندگی ما را کمی لطیف تر، کمی مهربان تر، کمی شادتر و کمی انسانی تر می سازند. این «آدم خوب ها» صرفا با بودن شان، با صداقت شان، با مهربانی شان، با لبخندشان و حس انسانی شان (نه صرفا با پول، قدرت یا مدارک و مدارج دانشگاهی) شهره ی شهر و دیارشان می شوند. می شوند آدمِ خوب. خوب بودن فضیلت بزرگی است؛ سرجمع بسیاری از فضیلت هاست.
 توکلی عزیز، یکی از این آدم خوب ها بود که با مهربانی، غمخواری، مردمداری، شوخ طبعی، و فعالیت های اجتماعی و خیرانه اش ؛ در یک کلام با خوب بودنش نقش و تأثیری معنوی و انسانی در محیطش به جای می گذاشت. خوب بودن او ریشه ها و شاخ و برگ ها داشت. او حافظه فرهنگی دیار کهن اراک بود و اطلاعات و دانش شگفتی از شجره نامه افراد و خاطرات و رخدادهای محیط اراک داشت. او خُلقیات و روحیات مردم شهر را عمیقا می شناخت. در گفت و گوهای روزمره استادی چیره دست بود و فوت و فن ارتباط انسانی را می دانست. برای هر فرد، هر موقعیت و هر حادثه ای، قصه ها و روایت هایی شیرین، معنادار و آموزنده نقل می کرد.
نیکو کار و نیک اندیشی با اخلاق و مرم دار ،با ویژگی های اجتماعی و تعاملی بسیار بالا و بی نظیری بود.در هر دیدار و نشست و برخاستی، چیزی می گفت، چیزی از جنس خاطره، لطیفه، حادثه، یا نقل قولی شنیدنی از آدم های قدیمی شهر یا همین آدم های دور و بر. همه را در قالب خاطره و نقل قول بیان می کرد. قصه ها و قهرمانان قصه هایش همین مردم عادی بودند. شیرین سخن بود و لطف سخنش از همین زندگی روزمره مردم عادی و صفا و صداقتش سرچشمه می گرفت.
 آدم خوب بودن زحمت دارد. حاج توکلی عزیز بار همیاری و همکاری و همدردی دیگران را با لذت و شوق به دوش می کشید. فریادرس بود. امدادگری بود که در هر حادثه و بزنگاه برای کمک آماده و حاضر می شد. همه می گفتند «آدم به درد بخوری» است. برای همه به دردبخور بود. آدم خوب بودن تنها با حرف ساخته نمی شود. آدم خوب ها، کارهای خوب و خیر می کنند و به داد و درد دیگران می رسند. حاج غلامعلی توکلی هم برای نزدیکان و خانواده اش و هم برای دوستان و آشنایان،هم برای تعلیم و تربیت و توسعه و تعالی کشور و دیارش عشق می ورزید. آدمی خوش قلب، خوشرو، خوش برخورد و بخشنده و دست و دل باز بود. او دوست داشتن را بر دستاورد داشتن ترجیح می داد. در این جامعه دستاوردسالار که هر کس دست و پا می زند دستاوردی از مال، شهرت یا قدرت به دست آورد، حاج توکلی در کنار مکنت مالی که با لطف خداوند و تلاش و پشتکار بدست آورده بود،در تقلای به دست آوردن دل ها بود. همین نگاهش به زندگی او را انسانی به تمام معنا انسان کرده بود.
او مهربانی را دوست داشت، خوبی و خوب بودن را دوست داشت، انسان ها و انسانیت را دوست داشت، و برای همه این دوست داشتن هایش تقلا می کرد. انتخاب کرده بود که دستاورد زندگی اش مجموعه ای از آثار خیر در شهر و دیار و جای جای سرزمینش ، از دوست ها، دوستی ها و دوست داشتن ها باشد. امروز همسرش ،فرزندانش ، همه خانواده اش وارث این همه زیبایی ها شده اند.

 


اشتراک گذاری