مشارکت آنلاین
تاریخ انتشار: 1400/12/20 00:51:05
کد خبر: 3412

گفت و گو با مادری که به یاد فرزندش در سیستان و بلوچستان مدرسه ساخت

تو هنوزهم زنده ای و نفس می کشی

«عزیزترینم تو هنوزهم زنده ای و نفس می کشی؛ در مدرسه ای که به نامت بنا کردم دانش آموزان بسیاری باسواد خواهند شد و تو شاهد رشد و بالندگی شان خواهی بود...»


به گزارش خبرنگارجامعه خیّرین مدرسه سازکشور ؛این دلنوشته زیبا بخشی از صحبت های مادر دلسوخته ای است که بیش ازیک دهه پیش فرزند جوانش آسمانی شد و او برای شادی روح پاره تنش رویای بزرگش را محقق ساخت؛ ساخت مدرسه ای به نام «عباس سهیل لطیفی» در یکی از محروم ترین نقاط کشور تا به این ترتیب یاد و نام فرزندش را اینگونه زیبا و پر فروغ برای همیشه زنده و جاودان نگه دارد. در گزارش پیش رو پای صحبت های «مرضیه سراج» می نشینیم تا درباره جزئیات ساخت این مدرسه و احساسش ازانجام این کارخیر بیشتر برایمان بگوید. بانوی نیک اندیشی که اصلا راضی به مصاحبه نبود و به اصرار خبرنگار جامعه خیّرین مدرسه ساز درنهایت تنها با هدف ترویج فرهنگ مدرسه سازی به انجام این گفت و گو رضایت داد:

 

همیشه آرزویم بود

شهریورسال 83 «عباس سهیل» را از دست داد اما هنوز داغ فرزندش تازه است و یادش همیشه چشمان او و همسرش را خیس از بارانی ممتد می کند. ازهمان زمان که عباس سهیل از کنارشان پر کشید وآسمانی شد بانو مرضیه سراج به بهانه های مختلف برای شادی روح جگر گوشه اش نذورات و کارهای خیر بسیاری را به انجام رسانده از پخت نذری در ایام مختلف سال به ویژه ایام محرم گرفته تا کمک به نیازمندان از جمله فعالیت های خیرخواهانه خانواده لطیفی با مدیریت مادر خانواده بانو سراج بوده است. اما اینکه چه شد این فعالیت های خیرخواهانه مسیری نیز به سمت مدرسه سازی گشود سوالی است که این بانوی نیک اندیش درباره اش اینگونه می گوید:«همیشه آرزویم بود که برای شادی روح عباس سهیل مکان عام المنفعه ای را به نامش بسازم. در گیر و دار تحقق این دغدغه ذهنی دیدن عکس دانش آموزانی که بدون سقفی بالای سر بر روی خاک مشغول درس خواندن بودند جرقه ساخت مدرسه در این نقاط محروم را در ذهنم روشن کرد و در ادامه از طریق آشنایی با مجمع خیّرین مدرسه ساز در خیابان سهیل که در مسیر رفت و آمد به منزل مادرم قرارداشت مصصم به انجام این کارشدم. ایده ام را با یکی از دوستانم درمیان گذاشتم و با پیگیری های ایشان کارهای اداری این کار انجام گرفت و به لطف الهی خیلی سریع کلنگ ساخت مدرسه عباس سهیل در روستایی محروم از مدرسه بر زمین زده شد. خدا را شکر مراحل ساخت این مدرسه نیز با سرعت به انجام و در سال 98 به بهره برداری رسید.»

خدایا سپاس

مدرسه عباس سهیل لطیفی در روستای «خروط» واقع در شهرستان هیرمند بنا شده؛ منطقه ای به غایت محروم واقع دراستان سیستان و بلوچستان که فاقد مدرسه  بود و این اتفاق نیک گل لبخند را بر چهره خانواده ها به ویژه کودکان این خطه بی بهره از واحد آموزشی  نشاند.

روز افتتاح این مدرسه دوکلاسه هرگز ار ذهن بانو سراج پاک نخواهد شد تماشای چهره پاک و معصوم کودکان روستای خروط و ذهنیت اینکه این فرشتگان دوست داشتنی قرار است دراین مکان با سواد شوند شادمانی و شعف روحی خاصی را در قلب او پدید آورده بود:«به محض دیدن ساختمان مدرسه از عمق وجود خدا را شکر گفتم که این افتخار و سعادت را نصیب من کرد. من این کار را تنها برای رضایت او به انجام رساندم. من معامله با خدا کردم و تنها رضایت او برایم کافی است امیدوارم که بپذیرد و ثواب این کار به روح عباسم برسد. آن روز بر روی تخته سیاه کلاس نوشتم: سپاس خداوندی را که  سعادت انجام این کار خیر را نائل کرد.»

 

ساخت دومین مدرسه

بانو سراج دست به خیر است و تا کنون فعالیت های خیرخواهانه بسیاری را به انجام رسانده این میان اما معتقد است مدرسه سازی فعالیت خیرخواهانه ویژه و موثرتری است. او درباره این دیدگاه اینگونه می گوید:«معتقدم هیچ چیز بهتر از سواد آموزی نیست و بنابراین مدرسه سازی ارجحیت خاصی نسبت به دیگر کارهای خیردارد.»

 طعم شیرین ساخت نخستین مدرسه و دیدن دانش آموزان محرومی که صاحب سقفی برای آموزش شده اند سراج را بر آن داشت تا خیلی زود برای ساخت دومین مدرسه در یکی دیگر از روستاهای محروم استان سیستان بلوچستان اقدام کند:« این مدرسه اوایل سال بعد افتناح خواهد شد و به یاد پدرم مرحوم شیخ رضا سراج که مفسّر قرآن بودند نامگذاری خواهدشد.» این میان جالب است بدانید  اقدام بانو سراج در ساخت مدرسه برادرش را نیز تشویق به مدرسه سازی کرده و او نیز با وجودیکه ساکن ایران نیست به زودی مدرسه ای را در یکی از روستاهای محروم استان سیستان بلوچستان به بهره برداری می رساند.

 

شکرانه دستان توانا...

«مرضیه سراج» معتقد است انسان تا زنده است باید خودش برای باقیّات و صالحات خود کاری کند به ویژه کسانیکه توانایی انجام کار خیر را دارند: «شکرانه دستان توانا بگرفتن دست ناتوان است.»

مرضیه بانو مصمم است در صورت توان مالی به یاری خدا ثابت قدم دراین مسیر گام بردارد و خشنود است که همسرودو فرزندش نیز دراین مسیر مشوق و همراه وی بوده و هستند.او آروز دارد در مناطق محروم به قدری مدرسه سازی رونق داشته باشد که دیگر شاهد حتی یک فرد بیسواد در هیچ نقطه ای از کشور نباشیم.

 

روحش شاد

بانوی نیک اندیش  تهرانی اعتقاد قلبی دارد که روح فرزندش از این اقدام نیک بسیار خشنود است. یاد فرزند چهره مادر را راخیس از اشک می کند. باران که شروع به باریدن می کند آرام دلنوشته اش رابرای ما و برای عباس سهیل نجوا می کند. برای فرزند همه چیز تمامش در علم و ورزش و ... «عزیزترینم باور دارم که تو هنوزهم زنده ای و نفس می کشی؛ در مدرسه ای که به نامت بنا کردم دانش آموزان بسیاری باسواد خواهند شد و تو شاهد رشد و بالندگی شان خواهی بود. می دانم که روحت ازاین کار خیر تا چه اندازه خشنود است.»

روحش شاد و یادش همواره گرامی...

 

خبرنگار: مریم ناگهی


اشتراک گذاری