مشارکت آنلاین
تاریخ انتشار: 1400/10/27 11:58:21
کد خبر: 3331

ارمغان پگاه ، ساخت مدارس استثنایی در کشور

مدرسه سازی حاصل یک سیر تکاملی از عشق تا آگاهی است . هرکلنگی که توسط خیرین برای ساخت مدرسه به زمین زده می شود به مثابه کاشت دانه ای است که رشد می کند و به تدریج به درختی تناور تبدیل می شود که با تمام درختان دنیا متفاوت است .همیشه در حال رشد است ثمره می دهد هرگز ار حرکت باز نخواهد ایستاد نه برگری از آن زرد می شود و نه میوهایش پژمرده می شوند.


 

به گزارش خبرنگار جامعه خیرین مدرسه ساز کشور ،خیر مدرسه ساز شدن موقعیت و منزلتی است که هرکسی لیاقت و صلاحیت این منصب را ندارد خیرین مدرسه ساز در حقیقت مربیان معنوی هستند و در تربیت فرزندان این مرزو بوم گام های مهمی بر می دارند .یکی از این خیرین نیک اندیش دکتر مصطفی پریدار و همسرش بانو زهره سبزپوش هستند .
 
از ویزیت رایگان بیماران تا مدرسه سازی 
 
 دکتر مصطفی پریدار در بهمن ماه سال 1347 در خانواده ای از خاندانهای اصیل و متدین بختیاری در شهر دزفول دیده به جهان گشود. فرزند دوم خانواده بود . در دوران راهنمایی بسر می برد که بعداظهرها همراه پدر می شد تا کمک خرج خانواده اش شود. به اصرار پدر رشته تجربی را انتخاب کرد تا در رشته پزشکی تحصیل کند .در سن 15 سالگی در ستاد اعزام به جبهه ثبت نام کرد و داوطلب حضور در جبهه های جنگ شد تا به ندای حضرت امام خمینی لبیک گفته باشد.اما به دلیل جثه کوچکش نپذیرفتتند و او دوباره به کلاس درس بازگشت . در سال 1366 توانست با رتبه 120 پزشکی وارد دانشگاه شیراز شود تا  آرزوی دیرینه پدر و مادر را برآورده کند.او هرگز به دلیل مسایل مالی قدم در این راه نگذاشت و چه بسا بیماران بسیاری توسط این پزشک خیر رایگان ویزیت شدند .سال 1371 زمانی که در سال پنجم تحصیل در دانشگاه بود به پیشنهاد خانواده راز دل را گفت و به خواستگاری  دختر عمه  خود زهره سبز پویش رفت و در بهمن ماه سال 1371 ازدواج کرد و همراه همسر خود راهی شیراز شد.  شب ها در بیمارستان و مرکز انتقال خون شیراز کار می کرد تا بتواند امورات خود را بچرخاند. در سال 1373 اولین فرزند این خانواده پوریا پریدار به دنیا امد .پس پایان تحصیل وارد خدمت مقدس سربازی شد و به عنوان پزشک پادگان شهید باکری دزفول کار خود را آغاز کرد.پس از پایان دوره سربازی در مرکز بهداشت شهرستان دزفول مشغول به کار شد و  سپس به ریاست بیمارستان شهید بهشتی شهرستان انديمشك و پس از آن به مديريت شبكه بهداشت و درمان اين شهرستان منصوب شد.
 
حکمتی که زمینه کار خیر را مهیا کرد
 
در سال 1379 دومین فرزند ایشان پگاه دیده به جهان کشود و کانون گرم خانواده را گرمتر کرد.اما ظرف چند ماه پس از تولد دریافتند که این کودک مشکلات حسی و حرکتی دارد و به ناگاه کوهی از غم بردل اعضای خانواده فرو ریخت.دکترپریدار علاوه بر تخصص در علوم پزشکی از خداشناسی و ایمان خالص هم برخوردار بود و خوب می دانست که در این امر حکمت پنهانی است که اشکار خواهد شد .بنابراین با عشق از او مراقبت کردند و تمام تلاش خود را از ادای نذر گرفته تا توسل به ائمه و انجام امور خیریه همه و همه را  به کار بردند تا بتوانند سلامتی را به وی بازگردانند .اما نشد. در شهریور ماه سال 1396 زمانی که دکتر برای انجام ماموریت درخارج از کشور به سر می برد خبر فوت پگاه را شنید و این دردناک ترین رویداد زندگی او بود. پگاه در کنار پدر و مادر دکتر در زادگاهش دزفول به خاک سپرده شد و اقای دکتر با همسرش بر سر مزار پگاه عهدی بستند که باقیمانده عمر خود را طوری زندگی کنند که درسراي ديگر توفیق همراهی با پگاه را داشته باشند .
ساخت مدارس استثنایی با نگاه ویژه
آنان تصمیم گرفتند در ساخت مدارس استثنایی( که خود در این زمینه صاحب تجربه بودند)  قدم بگذارند و این شد که ساخت اولین مدرسه را در استان خوزستان شهرستان اندیمشک آغاز کردند و به یاری خدا و حمایت معنوی پگاه توانستند تا قبل از سالگرد وی این مدرسه را در 6 کلاس درس با مشارکت نوسازی به نام فرشته معصوم  ( پگاه پریدار ) به بهره برداری برسانند. زهره سبزپوش مادر پگاه ، تمام احساسی که به فرزندش را داشت در خشت خشت مدرسه به کار برد و با وسواس و سلیقه خاص پیگیر مصالح به کار برده در مدرسه می شد . دومین مدرسه را در دزفول با 12 کلاس درس بنا کردند و بعد از آن با فروختن طلاهای خانم سبزپوش  این زوج خیر، دو مدرسه به نام های مرحوم حاج رمضان پریدار و حاجیه خانم هما ماه پیکر ( پدر و مادر دکتر پریدار )  در مناطق محروم ( بردشمشیر و دره چنار ) بنا کردند.
 
شفاعت پگاه نزد ضامن آهو
 
دکتر پریدار از ذکر خاطره ای می گوید : در سال 97 پس از افتتاح نخستین مدرسه استثنایی در اندیمشک به کشور عمان سفر کرده بودیم تا تحریم ها را دور بزنیم و تجهیزات پزشکی مورد نیاز کشور را تهیه کنیم . در روز اربعین با مقامات آنجا جلسه داشتیم که یکی از هم کلاسی هایم دکتر حسن نصرالله پور که از متخصصین رادیو لوژی بودند و همسرشان خانم  دکتر مهین بهزاد پور هم از همکلاسی های مان بودند تماس گرفتند و گفتند که چند روزی است بیمار هستند و پس از پیگیری متوجه شدند در معده شان توموری وجود دارد . به ایشان دلداری دادم و گفتم شاید خوش خیم باشد.  اما ایشان ناامیدانه گفتند که 95 درصد موارد بدخیم است . با یکی از دوستان گوارش و کبد صحبت کردم و قرار شد از تومور نمونه برداری کنند. در آن لحظه دکتر نصرالله پور با حالتی مستاصل و محزون گفتند دکتر می دانم دخترتان پگاه فرشته معصومی بود و هرگز به گناه آلوده نشده بود از شما می خواهم از پگاه بخواهید شفاعت من را نزد امام رضا ( ع) بکند تا شفا بیابم.ایشان رفتند و من در اتاق با گریه از پگاه خواستم که دکتر شما را واسطه کرده من را شرمنده نکن. 9 شب  دکتر نصرالله پور تماس گرفت و گفت اصلا توموری نبوده و فقط یک ورم معده خفیف بوده. از این که امام رضا عنایت کرده و دوستم شفا گرفته بود بسیار خوشحال شدم . آقای دکتر نصرالله پور به من زنگ زد و گفت برای جبران کار می خواهد اجازه بگیرد و مدرسه استثنایی در سیرجان به نام پگاه بسازد .
 
 اقای پریدار وهمسرش زهره سبزپوش می گویند پیش از تولد پگاه در امور خیریه دستی داشتند اما در حال حاضربیشتر نگاهشان به سمت مدرسه سازی است و این را از وجود پرخیر و برکت پگاه می دانند که رفتنش هم پراز خیر و برکات بود.
 
نزاکت اللهیاری (برگرفته از کتاب ارمغان پگاه)

اشتراک گذاری