مشارکت آنلاین
تاریخ انتشار: 1400/06/30 10:19:42
کد خبر: 3138

بانوی مدرسه سازی که الگوی فرزند و دانش آموزان خود شد

پسر خانم خدیر (خیر مدرسه ساز)، همیشه حس زیبای مادر را برای مدرسه دوست داشت. به همین دلیل، با همراهی تیم جهادی مدرسه، با پس انداز شخصی اش و همراهی پدر و مادر در ساخت مدرسه ای به صورت جهادی در کرمانشاه مشارکت کرد.


به گزارش خبرنگار مجمع خیرین مدرسه ساز شهر تهران ، زنگ و ساعت قصه خوانی است. بچه های با شور و شوق و اشتیاق زیاد دور میز خاله شکیبا جمع شدند تا برایشان قصه تازه بخواند. قصه ای که با صدای دلنشین کسی خوانده می شود که مدرسه ای بسیار زیبا را برای آن ها ساخته است. صدای خنده بچه ها وسر و صدای زیاد تا انتهای حیاط مدرسه رفته است و خانم مدیر سراسیمه وارد کلاس می شود تا مبادا اتفاقی افتاده باشد اما می بیند که بچه ها در نهایت شور و شوق در کلاس هستند تا باز هم خاله شکیبا برای آن ها قصه جدیدی بخواند. این تنها یک روز از حضور شکیبا خدیر خیر مدرسه حاج اصغر خدیر در تهران است. دختری که توانست آرزوی چند ساله پدرش را زنده نگه دارد و خودش هم در این کار خیر سهیم شود. ادامه ماجرای این زندگی این بانوی نیکوکار را با هم می خوانیم.

روز اول افتتاح مدرسه ...

روز اول مدرسه است. خانم مدیر درباره عکسی که بر دیوار مدرسه نصب شده است توضیحات زیادی می دهد زیرا این مدرسه ساخته شده است تا نام حاج اصغر خدیر زنده بماند. اما یکی از بچه ها در صف وسط صحبت های خانم مدیر به خاله شکیبا می گوید چرا پدرت را با خودت نیاورده ای که مدرسه را ببیند اما نمی داند که پدر خاله شکیبا سال هاست که در این دنیا نیست که روز آغاز سال تحصیلی برای افتتاح مدرسه با دخترش بیاید. شکیبا خدیر یکی از جوانترین بانوانی خیری است که در سال های اخیر قدم در راه ساخت مدرسه گذاشته است خودش در این باره می گوید: من در خانواده ای بسیار خیر بزرگ شده ام. کار خیر اولویت پدر و مادرم بود. پدرم سال های سال آرزو داشت که مدرسه ای برای دانش آموزان بسازد اما عمرش کفاف نداد و این آرزو را با خود به جهان دیگر برد. من چون علاقه بسیار وافری به پدرم داشتم، تصمیم گرفتم از هزینه خودش این آرزوی چند ساله او را برآورده کنم.

شروع زنگ قصه خوانی در مدرسه

همه بچه های مدرسه، خاله شکیبا را می شناسند و با او ارتباط خوبی برقرار کرده اند. به همین دلیل، خانم مدیر تصمیم گرفت تا ارتباط او را با بچه ها بیشتر کند به همین خاطر زنگی را برای قصه خوانی به خاله شکیبا داد تا با صدای زیبایش برای بچه ها قصه بخواند. شکیبا خدیر در این باره می گوید: من زمان هایی که حالم خوب نیست، به بچه های مدرسه سر می زدم و تمام مدت که با بچه ها ارتباط داشتم فراموش می کردم که حالم خوب نبوده است. خودم دوست داشتم ارتباطم با دانش آموزان ارتباطی اثربخش باشد و به همین دلیل، از زنگ قصه خوانی بسیار استقبال کردم و بچه ها هم بسیار خوششان آمد.

بچه های مدرسه هم در ساخت مدرسه مشارکت می کنند

روزی که خانم مدیر به کلاس ها آمد تا فیش های مشارکت را بین بچه ها تقسیم کند. همگی بچه ها با صدای بلند گفتند: " اگر ما هم پول بدهیم، مثل خاله شکیبا می شویم". شکیبا خدیر با بیان این خاطره گفت: زمانی که خانم مدیر این موضوع را برایم تعریف کرد بسیار خوشحال شدم که بچه ها هم از رفتار من درس گرفتند و دوست دارند در این کار مشارکت کنند. زیرا  احساس من را درک کرده بودند و این بزرگترین نعمت برای من است. از اینجا بود که به اهمیت الگوسازی برای دانش آموزان پی بردم، هر چند خود را هیچگاه در این جایگاه نمی دانم.

از ساخت مدرسه به نام پدر تا مدرسه سازی جهادی فرزند 

علی پسر خانم خدیر، همیشه حس زیبای مادر را برای مدرسه دوست داشت. به همین دلیل، با همراهی تیم جهادی مدرسه، با پس انداز شخصی اش و همراهی پدر و مادر در ساخت مدرسه ای به صورت جهادی در کرمانشاه مشارکت کرد. شکیبا خدیر در این باره می گوید: زمانی که از این تصمیم پسرم مطلع شدم، بسیار خوشحال شدم که این روحیه در او جریان پیدا کرده است زیرا کار خیر از دید من مسری است و همانطور که من راه پدرم را دنبال کردم او هم راه مرا دنبال می کند و خوشحالم که از رفتار ما الگو برداری می کند و در این کار خیر سهیم شده است.

دوست دارم تا زنده ام مدرسه خودم را ببینم

شکیبا خدیر با این جمله که دوست دارم تا زنده ام مدرسه خودم را هم ببینم می گوید: من این مدرسه را ساختم تا آرزوی پدرم برآورده شود اما می خواهم در این شرایط اقتصادی تا زنده ام بتوانم مدرسه ای را هم با پس انداز خودم بسازم تا آرزوی خودم را برآورده کنم. چون لذت کار خیر این است که در زمان حیات خود انسان باشد و در شادی و شعف آن سهیم شود.

شکیبا خدیر در پایان، ضمن تاکید بر ساخت مدرسه ادامه داد: دوست دارم هر انسانی با هر توانی در این کار خیر سهیم شود تا لذت آن را درک کند. همه در این مسیر باید مشارکت کنند تا با لذت کار خیر آشنا شوند.

خبرنگار: غزاله دیبایی


اشتراک گذاری