تاریخ انتشار: 1399/06/23 09:29:27
کد خبر: 2486

اشکان تقی پور خیر مدرسه ساز ،

مدرسه سازی ادامه‌ راه انبیاست

نهال این عشق ورزی 20 سال و اندی پیش کاشته شد و اکنون سالهاست که به یک درخت پر ثمر بدل شده است. 20 سال و اندی پیش، دریک روز عادی اما یک اتفاق به ظاهر ساده ولی بزرگ منجر به شکل گیری اندیشه ای نیک گردید و این فکر بکر بعد تر آغازگر فعالیت موسسه ای خیریه با دنیایی از اتفاقات خوب برای کودکان سرزمین مان شد.


 
 
به گزارش خبرنگار جامعه خیرین مدرسه ساز کشور ، مدارس خیّری، مهد کودک و کتابخانه های بسیاری تاکنون توسط این موسسه در مناطق محروم ساخته وبه بهره برداری رسیده است. در مصاحبه پیش رو «اشکان تقی پور» خیّرمدرسه ساز و موسس و مدیر عامل موسسه «نیک گامان جمشید» از اقدامات خیرانه خود و این خیریه فعال در مسیر مدرسه سازی بیشتر برایمان می گوید:

لطفا خودتان را بیشتر معرفی کنید؟

اشکان تقی پورهستم متولد 15 دی ماه 57 شهرستان اهواز. در حال حاضر در تهران سکونت دارم و البته دائم السفر هستم به اقصی نقاط کشور برای انجام پروژه های خیریه کودک و نوجوان محور. تحصیلاتم کارشناسی مهندسی گیاه‌پزشکی دانشگاه تهران و کارشناسی ارشد فرهنگ و زبان های باستانی ایران از دانشکده علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران است. همچنین دانش آموخته‌ دوره های آموزش عالی آزاد  بلندمدتِ دکترای مدیریت کسب و کار در دانشگاه علمی کاربردی مورد تایید وزارت علوم نیز هستم.DBA

 

 

در ابتدای گفت و گو کمی به گذشته بازگردیم اینکه اصلا چه شد که آقای تقی پور جوان به فکر تاسیس یک موسسه خیریه با نام نیک گامان جمشید افتاد؟ 

 

ماجرا از حضور زوجی از اقوام نزدیک از خارج کشور برای انجام پروسه‌ فرزندخواندگی در ایران بیش از بیست سال پیش آغاز شد. اولین تبلور انجام کار نیک در شکل مشارکت اجتماعی برایم آن زمان شکل گرفت. زمانی که خاله و شوهر خاله ام در طول انجام فرآیند زمانبر فرزندخواندگی قانونی در ایران یک روز تصمیم گرفتند  کودکان یکی از شیرخوارگاه ها را به همراه مادر یاران و مددکاران دلسوزشان به پارک ببرند. آن روز من که دانشجوی دوره کارشناسی دانشگاه تهران بودم نه از سر فضیلت بلکه به سبب بیکار بودن قبول کردم همراهی‌شان کنم. در آستانه ورودی پارک ساعی تهران اولین کودک که از مینی بوس پیاده شد و در آغوش گرفتمش حس عجیبی مانند خون در رگ هایم جریان یافت. حس مهرورزی به کودکان که قلیان آن  از 20 سال پیش تا کنون در وجودم در جریان است و عاشقانه مرا به تکاپو وتلاش برای سلامت، آسایش و آموزش کودکان و نوجوانان کم برخوردارتر سرزمینمان سوق می دهد.  

هنگامیکه خاله با فرزندش ایران را ترک می‌کرد قرارمان بر آن شد تا در کنار هم برای کودکان مراکز شبه خانواده بهزیستی کمک جمع آوری و د راین راستا تلاش کنیم؛ واین عشق ورزی از نوسازی یک حمام، خرید چند تخت آغاز شد تا به ثبت موسسه خیریه نیک گامان جمشید و اجرای پروژه های بزرگ ملی با ملحق شدن اندک اندک سیل عظیمی از خیرین ایرانی داخل و خارج از کشور انجامید.

 

خیریه نیک گامان جمشید دقیقا چه موسسه ای است و چه ماموریت هایی را بر عهده دارد؟

موسسه خیریه نیک گامان جمشید موسسه ای است خیریه، غیر دولتی، غیر سیاسی، غیر انتفاعی و غیر  تجاری با پروانه فعالیت کشوری از سازمان بهزیستی کشور که پروژه های عمدتا کودک محور خود را  در حوزه های سخت افزاری "سلامت، آسایش و آموزش" و پروژه های به هنگام بحران های طبیعی و بیماری های واگیردار را با پیشنهاد و تایید سازمان بهزیستی کشور، سازمان نوسازی مدارس کشور و جامعه خیرین‌ مدرسه ساز، وزارت بهداشت و درمان و جمعیت هلال احمر و دیگر نهادهای دولتی و غیردولتی شناسنامه دار و معتبر پس از نیازسنجی به شکل کاملا غیردولتی و مردم نهاد انجام می‌دهد.

 

موسسه با چه اندیشه ای نیک گامان جمشید نام گرفت؟

 

تحصیلات تکمیلی بنده مرتبط با فرهنگ و تاریخ و زبان و  ادبیات ایران باستان و ایران کهن است. در شاهنامه فردوسی، این شناسنامه‌ی ادبی و تاریخی ایرانیان، و همچنین در نوشته های باستانی و داستان های اوستا و تفکر اساطیری ایران و کتاب زردشتیان در ایران باستان، جمشید پادشاهی است که از ایزد " فر" یا اقبال بلند دارد و در زمان پادشاهی او به سبب اقبال و صفات نیکویش بیماری و گرسنگی و مشکلات مردم از بین می رود و وقایع بسیار خوبی رخ می دهد. اما در تفکر اساطیری ایران، جمشید ناگهان "مغرور"می‌شود و ادعای خدایی می‌کند و همین غرور سبب می شود فر ایزدی از او بگریزد و ضحاک ماردوش رشد یابد و او را شکست دهد و از بین ببرد. یعنی "ضحاک" که نماد شر است از یک لحظه " غرور" جمشید زاییده می شود و علاوه بر جان جمشید همه‌دستاوردهای او را  نیز به مدت هزار سال از بین می برد. البته باید توجه داشت که این روایت ها بر مبنای اسطوره است که گرچه ظاهرش افسانه  است اما باطنی عمیق و پیامی انسانی دارد. به هر روی تا به روی کار آمدن فریدون و قیام کاوه ایرانیان در غم بودند و پس از قیام کاوه نیز ضحاک در البرزکوه به بند کشیده شد و کشته نشد... می دانید چرا؟ شاید چون باید یادمان باشد "غرور" را که با یک لحظه غفلت هزار سال برانگیخته و بالاخره با هزاران سختی در بند شد و ممکن است دوباره با لحظه ای غفلت از بند رها شود و آنچنان کند که پیش از این با جمشید کرده بود... در حقیقت در نگاهی "جمشید و  ضحاک"  هر دو در ذهن ما جای دارند و نوع نگاه ماست که سبب می شود نیکیِ جمشید غالب یا با غرور ضحاک از بند ذهن رها شود. بنابراین نام "جمشید" برای آن برگزیده شد تا یادمان نرود هر چند " نیک گامان" هستیم در راه خیر خواهی اما همانند جمشید اسطوره ها، اگر لحظه ای از انجام وظیفه‌ی خود مغرور شویم هر آنچه کاشته ایم از بین می رود. این تذکر با دیدن هر روزه‌ نام جمشید که شخصیت جالبی در اسطوره های ایرانی است مکرر به ما گوشزد می شود.

 

موسسه تا کنون چه دستاوردهایی داشته؟

ساخت  ۲۷ مدرسه در نقاط محروم کشور و کمک به ساخت و تجهیز کامل ۱۰۰ روستامهد ( مهدکودک روستایی) در ۲۹ استان کشور، راه اندازی و تجهیز  ۳۰ کتابخانه‌ آموزشگاهی، ساخت و تجهیز 2 ساختمان کتابخانه، ساخت و راه اندازی یک فرهنگسرا، راه اندازی و مدیریت کامل و تامین بودجه یک مرکز شبه خانواده  ( خانه کودک و نوجوان شبانه روزی دخترانه ویژه کودکان بی سرپرست) با نظارت سازمان بهزیستی در استان کرمان و پروژه در دست اجرای مرکز شبه خانواده پسرانه‌ در استان گیلان. همچنین راه اندازی کمپین های سالیانه‌ و مستمر کودک و نوجوان محور با محوریت لوازم التحریر و لباس گرم با همکاری آموزش و پرورش و سازمان بهزیستی، تجهیز بخش های ویژه‌  نوزادان بیمارستان های تخصصی زنان و زایشگاه‌ها، به دستگاه های بیمارستانی ویژه و تجهیزات دیگر مورد نیاز و گسترش بخش شیمی درمانی بانوان و مادران مبتلا به سرطان در بیمارستان های  مناطق کم‌برخوردار. ساخت 2 خانه بهداشت در روستاهای زلزله زده‌ مرزی، کمک های مستمر و تجهیز مراکز متعدد توانبخشی و شبه خانواده سازمان بهزیستی، حضور پر رنگ با هزینه کردن بیش از ۱۵ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان در بحران کرونا تا کنون با مجوز و نظارت جمعیت هلال احمر در حوزه‌ های پیشگیری و آموزش، درمان، معیشت، همچنین حضور مستمر در فازهای کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت کمک رسانی و بازسازی مناطق خسارت دیده در زلزله‌ها و سیل های اخیر کشورکه این میان به لطف خدا جایگاه ششم کمک رسانی از سوی جمعیت هلال احمر از میان بیش از ۳۵۰ تشکل مجوز دار کمک رسان در سیل گسترده‌ اخیر از آن موسسه شد. 

 

گویا علاوه بر کسب جایگاه ششم کمک رسانی از سوی جمعیت هلال احمر، از میان 350 تشکل دارای مجوز، موسسه نیک گامان جمشید افتخارات درخشان دیگری را راستای فعالیت های خیرخواهانه اش داشته است. لطفا به این عناوین نیز اشاره کنید؟

 

برگزیده‌ی 2 دوره ترویج فرهنگ کتابخوانی در کشور از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،

اخذ نشان "سفیر مدرسه سازی" از جامعه خیرین مدرسه ساز کشور و سازمان نوسازی مدارس

برگزیده شدن به عنوان " چهره ماندگار" از سوی سازمان نوسازی و تجهیز مدارس و وزارت آموزش و پرورش  

برگزیده شدن مرکز شبه خانواده به عنوان مرکز برتر شبانه روزی کودکان و نوجوانان در استان کرمان از سوی سازمان بهزیستی

 عضویت در شورای مشارکت های مردمی سازمان بهزیستی کشور به عنوان یکی از ۵ عضو حقیقی و معتمد به پیشنهاد رییس سازمان بهزیستی و حکم وزیر محترم کار و رفاه اجتماعی

 

در میان حجم گسترده فعالیت های خیرخواهانه موسسه چه زمانی و به چه دلایلی نیک گامان جمشید به کار مدرسه سازی نیز رو آورد؟

 

از زمان وقوع زلزله در شهرستان ورزقان و اهر در آذربایجان غربی در فاز میان مدت با تهیه سه کانکس ساندویچ پنل مدرسه برای روستاهای شهرستان اهر این فعالیت آغاز شد. در سال بعد در فاز بلند مدت دبیرستان دخترانه شش کلاسه یاران البرز را در روستای عاشقلو شهرستان خداآفرین ساختیم و به لطف الهی پروژه های مدرسه سازی در کنار سایر پروژه های کودک محور و محرومیت زدایی ادامه یافت و جزو فعالیت خیرخواهانه موسسه قرارگرفت.

 

آیا موسسه بعد از ساخت مدرسه ارتباط خود را با کادرآموزشگاه حفظ می کند مثلا پیگیررفع و رجوع مشکلات سخت افزاری و نرم افزاری و یا حتی رفع مشکلات دانش آموزانش هست؟

این موضوع به شکل پروژه‌ای برای تهیه لوازم التحریر و لباس هر ساله با اعلام نیاز مدرسه و آموزش و پرورش  و اعلام علاقه‌ و آمادگی خیرین مدرسه ساز برای مدرسه هایشان یا مدارس دیگر اتفاق می افتد. 

 

 

گویا با هزینه شخصی خودشما نیز مدرسه ای به نام مرحوم پدرتان در یک روستای محروم ساخته شده. در این باره نیز توضیح بفرمایید.

من پدرم را که رادیولوژیست و عضو هیئت علمی دانشگاه پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند بسیار زود از دست دادم. ایشان ۵۳ سال داشتند و من ۲۲ سال. بنابراین تصمیم گرفتم  با همراهی برادرم و زیر سایه‌ی مادرم  در روستای صعب العبور و برف‌گیر عباس آباد کلیبر کوهستانیِ آذربایجان شرقی  که مدرسه ای ده‌ها ساله و تخریبی داشت مدرسه ای برای دانش آموزانش به نام و یاد پدرم احداث کنیم.     

 

زمانی که این مدرسه به یاد پدر به بهره برداری رسید چه احساسی داشتید ؟ 

مانند بقیه مدرسه ها و روستا مهدها و دیگر پروژه های موسسه حس خوش شکرگزاری از حال خوش آسایش و آموزش بهتر و بیشتر  کودکان مرز پر گهر

 

خانواده چقدر در این راه مشوق و همراه و همسو با شما بوده اند و آیا از اعضای خانواده هم به این مسیر پیوسته اند؟

همانطور که در ابتدا گفتم کلا این‌مسیر با خانواده شروع شد و این روش بخش لاینفک زندگی خانوادگی بنده و همچنین همکارانم در موسسه است.

 

 

 

لطفا یکی از خاطرات به یاد ماندنی تان را در مسیر مدرسه سازی بازگو کنید.

مدرسه ای را در روستایی دور در استانی مرزی کلنگ زنی کردیم، به هنگام بازگشت به پیشنهاد معاونت اداره نوسازی استان و نایب رییس جامعه خیرین مدرسه ساز استان به مراسم افتتاحیه مدرسه‌ای دولتی ساز در روستای دیگر رفتیم. پس از پایان مراسم معمار مدرسه که  استاد معماری میانسال بود وجب به وجب مدرسه را با عشق  نشانم داد و از جزئیات مراحل ساخت برایم گفت. این بین من خیلی تعجب کردم چون می دانست من و موسسه در ساخت این مدرسه نقشی نداشته ایم. در انتها و پس از گذران وقتی خوش با دانش آموزان به او گفتم چرا با این همه عشق برای من از ساخت این مدرسه گفتی و آن معمار خوش ذوق اینگونه پاسخم داد:« گفتند شما از طرف خیریه و با عشق به این مراسم آمده اید. خواستم بدانید من نیز این مدرسه را با "ایمان" ساخته ام نه با "سیمان"

آن روز بعد از شنیدن این صحبت ها تازه فهمیدم هنوز اول کار هم‌ نیستم. 

 

 

کار نیک مدرسه سازی چه طعمی دارد و چه تفاوتی با دیگر کارهای خیر و چه تاثیری بر روح زندگی تان داشته است؟

 

کلیشه ای سخن نمی‌گویم... شک‌ندارم مدرسه سازی ادامه‌ راه انبیا و بزرگان دین و مذهب و انسانیت است. معجزه پیامبر اسلام " کتاب" است. کتابی که در آن به "قلم" سوگند یاد شده است و مدرسه سازی در نگاه من  ترویج سیره‌ خردورزانه‌ اوست... مدرسه سازی روشن کردن چراغ در تاریکی جهل  و غلبه‌ فرزانگی و روشناییِ خرد بر تاریکیِ جهل و نادانی است. در نگاه ملی ما نیز آغاز شاهنامه‌ی فردوسی با "به نام‌ خداوند جان و خرد" است. در جای جای دگر شاهنامه از خرد سخن ها گفته شده است مانند " خِرَد برتر از هر چه ایزد بداد". آینده میهن از آن خردورزی و مهارت آموزی است که بخش قبل توجهی از تحقق این مهم درسایه تامین سخت افزارها و بسترسازی فیزیکی یعنی مدرسه سازی است.  

 

 

 

به نظر شما خیرین مدرسه ساز چه نقشی در ارتقا و پیشرفت جامعه دارند؟

 

در کنار معلمان و استادان دانشگاه و به طور کلی کادر آموزشی کشور قطعا در زمره‌ی بزرگترین مشعل داران ماندگاری و  پیشرفت آینده‌ی ایران خواهند بود. 

 

چه توصیه ای دارید به افرادی که توانایی انجام این کار را دارند ؟

ببینند، بشنوند، تجربیات دیگران را در این حوزه و در حد امکان  لمس کنند  سپس  خودشان طعم خوش آن را پیشاپیش درک و احساس نمایند و بعد به مدرسه سازی رو آورند ولو به اندازه‌ی پرداخت هزینه یک آجر. زندگی کوتاه است و واقعا حیف است این خودخواهانه ترین لذت ممکن را که دگرخواهی است از دست بدهند. تصمیم بگیرند و عمل کنند. قطعا به غیر از اجر اخروی در همین دنیا بسیار خرسند و شادمان  خواهند بود.

 

و درخواست تان از مسولان ؟ 

تسهیل گری حداکثری ، خوش قولی و نظارت دقیق و بس.

 

به عنوان مدیر علامل یک موسسه خیریه کودک محور چه توصیه و پیامی به دانش آموزان و آینده سازان کشور دارید؟

 

بدانند ایران جزو ده کشورهزاره ای در دنیاست. یعنی از بین حدود دویست کشور در دنیا تنها 10 کشور تاریخ و فرهنگ مستمر افزون بر هزار سال دارد. خردورزی در کنار توکل از بنیان های ماندگاری فرهنگ و تمدن ایران از دوران باستان تا کنون بوده است. این مشعل خردمندی و تعهد، امانت هزاران ساله‌ ماست که  بدان ها سپرده خواهدشد. به یمن داشتن و افزودن تعهد، توکل و خردورزی و شادمانیِ خویش، غبار به غبارِ ایران را بپایند و به نسل های بعدی عاشقانه و خردورزانه بسپارند. 

 

آرزوی بزرگ و هدف غایی  اشکان تقی پور در این مسیر بهشت گون؟

تحقق جاودانه‌ی  این دو سطر که در جوانی به ذهنم متبادر شد:

 

تا بمانی تا ابد فخرآفرین/ میهنم، جان دلم، ایران زمین 

 

 

خبرنگار: مریم ناگهی

منتشر کننده : نزاکت اللهیاری


اشتراک گذاری